هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
25
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
پذيرفت تا جانش را نجات دهد . ( 1 ) صفوان بن اميه و همراهانش به مكه بازگشتند . اين حادثه كينهء قريش را افزود و آمادگى ايشان را براى خونخواهى از محمد با هر نتيجهء احتمالى و هر گونه فداكارى كه بطلبد بيشتر كرد . اين مطلب از پيامبر و درونگرى و درستى انديشهء او پنهان نماند . آن حضرت براى هر رويدادى آماده مىشد ، تصميم مسلمانان را استوار مىنمود ، فعاليتهاى قريش و آمادگيشان را با دقت تمام پيگيرى مىنمود و مسلمانان را از اطلاعاتى كه از قريش و تحركاتشان مىيافت آگاه مىساخت تا براى آنچه از جانب قريش و ديگران به ايشان روى مىآورد بيشترين آمادگى را داشته باشند . ( 2 ) ميلاد امام حسن ( ع ) امام حسن در نيمهء ماه رمضان سال سوم هجرت و پيش از جنگ احد متولد گرديد . هنگامى كه حسن متولد شد على ( ع ) او را به نزد پيامبر ( ص ) آورد . پيامبر او را در دستهاى خويش گرفت و در گوشهايش اذان خواند و آب دهان خود را در دهان او ريخت و او را حسن ناميد . وى نخستين نوادهاى بود كه قلب پيامبر ( ص ) را با زيبائى كودكانه و جنبشهاى پرطراوت و تابناكى زندگيش پر كرد . پيامبر خود پرورش او را به عهده گرفت و او را با زبان خويش غذا داد و مردم را از فضيلت و آيندهاش آگاه ساخت . وى بارها فرمود : « حسن و حسين از مناند و من از آن دو . هر كه آن دو و پدر و مادرشان را دوست بدارد در بهشت در كنار من خواهد بود » . ( 3 ) در مسند احمد بن حنبل و صحيح ابن ماجه و مستدرك صحيحين و طبقات ابن سعد و كتابهاى ديگر آمده است كه ام فضل همسر عباس در خواب ديد كه دو اندام از اندامهاى پيامبر در خانهء او هستند ، به نزد پيامبر آمد و رؤياى خود را براى آن حضرت بازگو كرد . پيامبر به وى فرمود : خواب خوبى ديدهاى ، فاطمه كودكى به دنيا مىآورد كه تو او را با شير